کاوش در مجموعهای گسترده از اشعار کلاسیک و معاصر فارسی در پلتفرم ناهید
در حال بارگذاری...
شاعران
همه
در حال بارگذاری...
درحال نمایش ۹٬۶۰۵ شعر
عطار
از غمت روز و شب به تنهایی | مونس عاشقان سودایی عاشقان را ز بیخ و بن برکند | آتش عشقت از توانایی عشق با نام و ننگ ناید ...
عطار
دوش از سر بیهوشی و ز غایت خودرایی | رفتم گذری کردم بر یار ز شیدایی قلاش و قلندرسان رفتم به در جانان | حلقه بزدم گفتا نه...
عطار
سر برهنه کردهام به سودایی | برخاسته دل نه عقل و نه رایی با چشم پر آب پای در آتش | بر خاک نشسته باد پیمایی چون گوی بما...
عطار
ترسا بچهای دیشب در غایت ترسایی | دیدم به در دیری چون بت که بیارایی زنار کمر کرده وز دیر برون جسته | طرف کله اشکسته از ...
عطار
دلا در راه حق گیر آشنایی | اگر خواهی که یابی روشنایی چو مست خنب وحدت گشتی ای دل | میندیش آن زمان تا خود کجایی در افتاد...
عطار
ترسا بچهایم افکند از زهد به ترسایی | اکنون من و زناری در دیر به تنهایی دی زاهد دین بودم سجاده نشین بودم | ز ارباب یقین...
عطار
رخ تو چگونه بینم که تو در نظر نیایی | نرسی به کس چو دانم که تو خود به سر نیایی وطن تو از که جویم که تو در وطن نگنجی | خ...
عطار
چون روی بود بدان نکویی | نازش برود به هرچه گویی رویی که ز شرم او درافتاد | خورشید فلک به زرد رویی چون در خور او نمیتو...
عطار
ای آفتاب رویت از غایت نکویی | افزون ز هرچه دانی برتر ز هرچه گویی گر نیکویی رویت یک ذره رخ نماید | دو کون مست گردد از غا...
عطار
سبحان قادری که صفاتش ز کبریا | بر خاک عجز میفکند عقل انبیا گر صد هزار قرن همه خلق کاینات | فکرت کنند در صفت و عزت خدا ...
عطار
ای مرغ روح بر پر ازین دام پر بلا | پرواز کن به ذروهٔ ایوان کبریا بر دل در دو کون فروبند از گمان | گر چشم خویش بازگشایی ...
عطار
مورچهٔ خط تو، کرد چو موری مرا | کی کند ای مشک مو مور تو چندین جفا روی تو با موی و خط مور و سلیمان به هم | موی تو هندو ل...